نارگیل متل مي زند:
((به موش گفتن ازي سلاخ برو به او سلاخ!
اوقذر پولر بستو !
موش گف همچي پوله گزافِ بري اوقذروكك راه بي بمبل نيه ))
كاوه مي گويد:
نارگل اين متل را زماني زد كه من مي خواستم
از او عكس بگيرم
و او نمي گذاشت و مي گفت اين عكس براي چيست؟
و باورش نميشد كه اين عكسها براي احياي طرح رجايي باشد!
اكنون برگردان متل نارگل را در زير بخوانيد:
به موش گفتند از اين سوراخ برو به آن سوراخ
اينقدر پول را بستان
موش گفت اينچنين پول گزافي براي اينقدر راه كمي
بي كلك و نقشه نيست.